مخلوط دادههای متفرق و کشف کردن الگوهای نهفته
دادههای پژوهش ها UX از منابع مختلفی وارد دسته میگردند: مذاکرهها، نظرسنجیها، محاسبه اخلاق، پیامهای امان یا این که حتی بازخوردهای کانالهای اجتماعی. کنار هم گذاشتن این دادهها و شناختن ارتباط ها دربین آنان یکی سخت ترین نصیبهای تفحص میباشد.
هوش تصنعی می تواند این دادههای متفرق را با هم مقایسه نماید و الگوهایی را اکران دهد که در نگاه انسانی تشخیص آنان طاقت فرسا میباشد؛ به عنوان مثالً اینکه یوزرها ناراضی معمولاً چه رفتارهایی دارا هستند، کدام مجموعهها تجارب مشابهی را تکرار مینمایند یا این که چه عواملی بیشترین تاثیر را روی ریزش طراحی سایت در مشهد یوزرها داراست.
۴. توصیه فرضیه برای ادامه مسیر پژوهش
بعد از نظارت اول دادهها، سؤال آجل این میباشد که «در مرحله بعد از آن بایستی چه چیزی سنجیده شود؟». هوش تصنعی و مصنوعی قادر است براساس آنچه از دادهها حصول کرده، تعدادی فرضیه اول توصیه دهد؛ فرضیههایی که متفحص می بایست آنان را آزمایش نماید یا این که با نظارت عمیقخیس رد یا این که تأیید نماید.
این چنین تفحص UX هدفمندتر پیش برود و پژوهشگر بدون چاره وجود ندارد مدام از نقطه صفر استارت نماید.
۵. تشکیل داد ورژن اول پرسونای رفتاری
پرسونا ابزاری برای ادراک عالی علتها و خلق و خوی یوزرها میباشد. تشکیل داد پرسونا مستلزم محاسبه ظریف دادههاست، البته هوش تصنعی میتواند ورژن نخستین پرسونا را براساس الگوهای رفتاری یوزرها سفارش دهد.
این خروجی نخستین سبب ساز میشود متفحص سریعخیس به نقطهای رسد که بتواند پرسونا را اصلاح، کامل شدن و حقیقیسازی نماید. به عبارت دیگر، AI شالوده فعالیت را میسازد و متفحص آن را به یک سبک قابل پشت گرمی تبدیل مینماید.
۶. معمولیسازی حاصل استیناف برای دسته کالا
یک کدام از نصیبهای مشقت بار بازرسی، ارائه نتیجه ها به شکلی میباشد که برای دسته پیاده سازی قابلادراک و قابلبه کارگیری باشد. هوش تصنعی و مصنوعی می تواند نتیجه ها را در پوسته متنهای معمولی، نمودار و خلاصههای ظریف تر و تمیز نماید تا کلیه اعضای گروه—حتی عده ای که مشغول بازرسی نبودهاند—شعور مشترکی از زمینه پیدا نمایند.
پس از هوش تصنعی نقش پژوهشگر UX چه تغییری مینماید
زمانی بخشی از شغل های مطالعه با امداد هوش تصنعی و مصنوعی ایفا میگردد، مسئولیتهای پژوهشگر UX هم صورت جدیدای پیدا مینماید. تسکهایی که پیشخیس مجال متعددی از وی میگرفت، مدلخیس میگردد و در مقابل، نصیبهایی که به اندیشه و اختراع انسانی نیاز داراهستند عنایت بیشتری پیدا مینمایند:
۱. تمرکز بیشتر بر بررسی و تعبیروتفسیر
با اتومات شدن قسمتهایی از پردازش داده، وسعت شغل های ابتدایی و تکراری کمتر می گردد. پژوهشگر بهبه جای این که مجال متعددی را صرف تروتمیزسازی و کد گذاری دادههای نپخته نماید، روی شعور عمیقخیس زمینه و تبدیل یافتهها به پیشنهادهای پیاده سازی تمرکز مینماید. یعنی از «تودهآوری و تیمبندی» به «چک و تصمیمسازی» مجاورتخیس می گردد.
۲. اعتبارسنجی و تشخیص سوگیریها
هوش تصنعی و مصنوعی هرچقدر هم ظریف باشد، همچنان ممکن میباشد خروجیهای ناقص یا این که جهتدار ارائه دهد. مسئولیت پژوهشگر این میباشد کهاین خروجیها را تحقیق کند، سوگیریها را تشخیص دهد و بسنجد که آیا الگوهای توصیه گردیده با کردار حقیقی وواقعی یوزرها مطابقت دارا هستند یا این که خیر. به این ترتیب قضاوت انسانی خیر فقط کمتر نمی شود، بلکه عنایت بیشتری هم پیدا مینماید.
۳. استارت پژوهش ها از نقطهای معلوم، خیر از صفر
خروجیهای اول هوش تصنعی مشمول یک سری فرضیه، تیمبندی یا این که موضوعات پرتکرار میباشد. متفحص از این خروجیها بهتیتر نقطه آغاز استعمال مینماید و با طرزهای می دانی—رای زنی، مشاهده، آزمایش—آن ها را تأیید یا این که اصلاح مینماید. این منجر میشود پژوهش ها هدفمندتر پیش بروند و مجال بیشتری برای کارهایی باقی بماند که تنها بشر توانا به ایفا آنهاست، مثل فهم و شعور احساسات و آنالیز مسئلهای خلق و خوی استفاده کننده.

پیاده سازی متن تبلیغاتی جالب